سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
☆ ❀ماه و مهــــر❀ ☆
ما به جمهوریِ زهراییِ خود می نازیم / ورنه بی فاطمه که خطّه ی ایران هیچ است

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

 

کنکور دقیق است

گاهی با یک تست صد ها رتبه در آن جا به جا می شود

لابد کنکوری های برتر هم باید خیلی دقیق باشند

باید تست های پیچیده را هم بزنند،

گول پاسخ های گمراه کننده را هم نخورند

و در مدت کوتاهی که دارند نمره ی خوبی بگیرند.

بعضی هایشان رتبه ی تک که می آورند

فیلشان هوای هندوستان می کند

احساس می کنند اینجا برایشان کم است

بارشان را جمع می کنند و می روند

هرچقدر هم که اصرار کنی بمان

فایده ای ندارد

دلشان که هوایی شود ماندنی نیستند

مقصدشان امّا متفاوت است

بعضی ها آمریکا را انتخاب می کنند و بعضی ها اروپا را.

یکی از کنکوری های تک رقمیِ اوایل انقلاب هم هوایی شد،

مهدی رتبه ی چهار تجربی کنکور سراسری را آورده بود

و از چهار دانشگاه معتبر فرانسه دعوت نامه داشت

امّا مهدی دعوت نامه ی پنجم را انتخاب کرد

دانشگاه اندیمشک ، واحد رمل های فکه

به جای روپوش سفید پزشکی

برزنت ضخیم سبز انتخاب کرد

و واحد هایش را در دوکوهه و فکه و طلاییه گذراند

و از سردشت آذربایجان فارغ التحصیل شد

نمی دانم مهدی زین الدین

در بیابان های خشک و زیر آتش جنوب

دنبال کدام تحقیق پزشکی و دوره بود

اما می دانم ،

کنکوری ها دقیق اند

و بی حساب جایی را انتخاب نمی کنند !

.

کپی شده از وبلاگ فانوس نامه با ذرّه ای تلخیص

لباس و کلاه فارغ التحصیلی + فرار مغز ها

کوچیک که بودم عاشق کلاه و لباس فارغ التّحصیلی بودم دلم می خواست داشته باشم بکنم بَرَم. تلویزیون که تبلیغ قلم چی می کرد یه مردی همین لباس تنش بود همیشه می پرسیدم مگه این زنِ که لباس زنونه به این بلندی پوشیده؟؟؟ بعد که واسم توضیح می دادن می گفتم خب چرا لباس زنونه می دن فارغ التحصیلای پسر بکنن بَرِشون خب لباس مردونه بهشون بدن. هر چی هم واسم توضیح می دادن من قبول نمی کردم همین الآنم قبول نمی کنم. لباس مرد ها باید با لباس زن ها فرق کنه.

لباس فارغ التّحصیلی

  

 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 94/5/5 توسط ماه و مهـر | نظر

 بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

 


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 94/4/30 توسط ماه و مهـر | نظر

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

اشعار لسان الغیب درباره ی عید فطر :

 

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

هلال عــیـــد در ابــروی یار بایـد دیــد

************ 

حافظ منشین بی مِی و معشوق زمانی

کایّام گل و یاسمن و عید صیام است 

************

عید است و آخر گل و یاران در انتظار

ساقی به روی یار ببین ماه و مِی بیار

دل بـرگـرفـتـه بـودم از ایّام گُل ولــی

کاری بـکــــرد هـمـّتـــــــِ پاکانِ روزه دار 

************

روزه یکسو شد و عید آمد و دل ها برخاست

مِی ز میخانه به جوش آمد و می باید خواست 

************

بیا که تُرکِ فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عــیـــــد به دور قـــدح اشارت کرد

ثوابِ روزه و حــجِ مـقـبــول آن کس بُرد

که خاک میکده ی عـشـق را زیارت کرد

************

ماه شعبان منه از دست ، قدح کاین خورشید

از نظــر تا شب عـیــد رمـضـان خواهد شد

************ 

روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی

************ 

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

در ده قرح که موسم ناموس و نام رفت

************

ساقیا آمدن عــیــــد مبارک بادت

وان مواعـیـــد که کــردی مرواد از یادت

 

ماه + هلال ماه شوال + عید فطر + شعر حافظ

 

عکس : ماه و مهر ~.~.~  هلال ماه شوال ~.~.~ تابستان 1392 هجری شمسی

 

 


نوشته شده در تاریخ جمعه 94/4/26 توسط ماه و مهـر | نظر

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

بحث از کنکور شروع شد تا رسید به انتخاب رشته. پرسیدم اونایی که تو دو تا گروه آزمایشی شرکت کردن، هر دوتاشو می تونن انتخاب رشته کنن دیگه ؟؟؟؟

گفت : نـــــــــــــــــــــــــــــــه

گفتم : چرااااااا؟؟؟ می شه. پارسال خودم شنیدم گفتن تحت یه شرایطی می شه.

گفت : نـــــــــــــــــه پارسال خودم از یه مشاوری پرسیدم گفت نمی شه.

گفتم : اگه نمی شد، پس چرا می تونیم دو سه تا کنکور شرکت کنیم؟؟؟

.....

.........

خلاصه حرف هیچ کدوممون به کرسی ننشست و من در جست و جوی پاسخ این سؤال تصمیم گرفتم از خود سازمان رنجش بپرسم. پوزخندبه نظرم رنجش به جای سنجش خیلی مناسبه. اینجوری هم خوبه : سازمان شکنجش روحی و روانی دانش آموزان کشور. آره این مناسب تره.

و امّا تصویر زیر جواب سازمان شکنجش بود : (روی عکس کلیک کنید)

سازمان سنجش

 یکی نیست بگه سنجش جان من اگه تا اون موقع صبر داشتم که نمیومدم چار ساعت بشینم تو سیستم پاسخگویی عضو بشم و چار ساعت برم تکمیل عضویت رو از ایمیل ارسالی انجام بدم و سه ساعت سوال بپرسم و بعد چنین جوابی ببینم که. خودمونیم اگه داوطلب ها هم تو کنکور در جواب سوالات مزخرفت می نوشتن صبر کن وقتی کلید اومد خودت می فهمی قبول می کردی؟؟؟ خیلی خنده‌دار اصلاً این جوابی که دادی به درد عمّت می خورد. مثلاً فک کردی من حرف بد نمی زنم، به تو هم هیچی نمی گم؟؟؟ دفترچه ی راهنمای شرکت در آزمون مگه نباید قبل از برگزاری آزمون تدوین بشه؟؟؟ بعد از آزمون دیگه به درد کی می خوره؟؟؟ به درد عمّه ی سازمان رنجش.

خوبه که موقع اعتراض به کلید، نرفتم به سوالات اشتباه و چرت و پرت زیست که اکثراً دو سه تا جواب تو گزینه ها داشت اعتراض کنم وگرنه می خواست یه چرندی مثل جواب همین سوال تحویلم بده. توی بعضی از سایت ها دیدم که دانش آموزان خواسته بودن که بقیه ی داوطلب ها هم به سوالات زیست مخصوصا سه تا سوال ضایع اعتراض کنن. حالا مثلاً می رفتیم روی سوال 205 که نوشته بود کدام گزینه نادرست است و چند تا جواب تو گزینه ها داشت اعتراض می کردیم. سازمان سنجش هم می نوشت :

تو خجالت نمی کشی به نظر طرّاح سؤال اعتراض می کنی؟ می خواستی علم غیب داشته باشی تا بفهمی کدوم گزینه مدّ نظر طرّاح بوده. اصلاً کی گفته تو باید طبق کتاب درسی به سوالات جواب بدی؟؟؟ تو باید اینقدر حس ششمت قوی باشه که بفهمی نظر طرّاح سوال چیه نه کتاب درسی چی گفته. دفعه ی دیگه به یه سوالی اعتراض کردی 10 سال از کنکور محرومت می کنم. تازه دیپلمت رو هم باطل می کنم. 200 میلیون هم جریمه ی نقدی می شی. خلاصه حواست باشه.

یا مثلاً می رفتیم می گفتیم وقت پاسخگویی به سؤالات شیمی اصلاً متناسب با حجم سؤالات نیست و این مدلی که شما سؤال می دید تو 35 دقیقه حتّی وقت کم میاد که از روی سوال ها و گزینه ها بخونیم چه برسه که بخواییم فکر کنیم و مسائل فضایی و پر پیچ و خم رو حل کنیم و جواب بدیم. اون وقت سازمان شکنجش می گفت :

خخخخخ کسی غلط کرده بخواد سوالای شیمی رو کامل بخونه و 100 بزنه. مگه طرّاحان ما مردن که بذارن کسی شیمی رو 100 بزنه که نه، کسی حتّی بخواد بگه سطح سوالات شیمی متوسط بود؟ اینو خوب بکن تو گوشت به دوستات هم بگو همین که رسیدی به سوالای شیمی و سوال اولی رو خوندی و جواب دادی خودش جرم خیلی بزرگیه. نبینم دفعه ی دیگه تو سایت آفتابی بشیا وگرنه از کنکور که خوبه از زندگی محرومت می کنم. دیگه خود دانی.

 

ترول کنکوری

ترول کنکوری


نوشته شده در تاریخ شنبه 94/4/20 توسط ماه و مهـر | نظر

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

داشتم از سال 74 تا 94 رو مرور می کردم که چه الکی و به بطالت گذشت؛ انگار نور خورشید گذاشته بود دنبالش که این همه زود گذشت. همین طور که گذشته رو ورق می زدم رسیدم به برگه ی مهدکودک و پیش دبستانی. یادمه اون وقتا بعضی از هم کلاسی ها، اَزَمون می خواستن یه کلمه ی خاص رو تکرار کنیم بعد که ما اون کلمه رو می گفتیم در جوابمون یه جمله ی کوتاه، گاه با معنی و گاه بی معنی که آخرش هم وزن و هم قافیه با کلمه ی قبلی بود می گفتن. مثلاً می گفتن : بگو صابون. وقتی ما می گفتیم، دوستمون می گفت : بشین روش برو خیابون.

بگو کِشتی ----> با نومزادت* می گِشتی

بگو الله ----> با نومزادت برو مَلّا*

بگو دوچرخه ----> سیبیل بابات می چرخه

بگو اَسُم* ----> ریش بابات تو دَسُّم*

به نظرم بچّه مهدکودکی های حالا این دو تا کلمه ی آخری رو نمی تونن به هم بگن آخه باباهاشون نه ریش دارن نه سیبیل!!!! شاید الآن بچّه ها می گن :

 بگو ستاره ----> بابات سیبیل نداره

یا شاید با هم بخونن که " تو این دوره زمانه / بابا شبیهِ مامانه" یا شاید...

 هِی عمرِ گذشته رو ورق می زدم تا رسیدم به دوران دبیرستان. اصلاً چقدر عتیقه و خاص بودیم، ما واسمون مهم بود که بابامون سیبیل داشته باشه.ریش آنچنان اهمیت نداشت ولی سیبیل از اَهَمّ مهمّات بود. البته کوتاه و به شکل متعارف.

اوّل یا دوّم دبیرستان بودیم ظهر که از مدرسه برمی گشتیم بابای یکی از دوستان اومده بود دنبالش. احساس کردم قیافش عوض شده به نظرم زشت شده بود و سنش کمی بالاتر می زد. سلام کردم و یه گوشه وایسادم تا بقیه برسن که یهو یکی از دوستام درحالی که چادرشُ گرفته بود جلو دهنش و تِرتِر می خندید سرشُ کرد تو گوشم و گفت : دیدی بابای ..... سیبیلشُ زده؟؟؟ منم که تازه متوجّهِ علّت تغییر قیافه ی پدر دوست گرامی شده بودم گفتم : هاااااا پس به خاطر همین زشت شده.با هم رفتیم جلو و گفتیم انگار سیبیلتونو زدید و کلّی اظهار نظر کردیم که قبلاً بهتر بود و... دوست گرامی هم خندید و گفت: عروسی یکی از اقوام بوده و برای اولین بار در عمر شریف، سیبیل پدر پر. البته همون اولین بار، آخرین بار هم شد.

 از سیبیل بگذریم. آن چنان مهم نیست (ولی بابام باید داشته باشه) اسلام هم دستور به کوتاه بودنش داده و از گذاشتن سیبیل های دراز و پر پیچ و خم نهی کرده. هدفم سه تیغه کردن صورت بود و مضراتش و یک حکم شرعی.

آیات عظام مکارم شیرازی ، خامنه ای ، امام خمینی ، نوری همدانی ، تبریزی ، وحید خراسانی ، فاضل لنکرانی و سیستانی تراشیدن ریش از ته را چه با تیغ چه با ماشین صفر بنا بر احتیاط واجب حرام و آیت الله بهجت و صافی گلپایگانی حرام دانسته اند. خدا هر چیزی رو که حرام کرده ختماً ضرر هایی واسه آدم داشته. 

برخی از مضرّات تراشیدن ریش : 

لایه های شاخی روی سطح پوست قرار دارند که مانع ورود بسیاری از میکروب ها به بدن می شوند با کشیدن تیغ روی صورت این لایه ها همراه با ریش کنده می شوند و راه برای ورود میکروب ها به بدن باز می شود. 

زیاد تراشیدن صورت باعث بروز بیماری های عفونی که از جمله ی آن ها می توان به عفونت فولیکول اشاره کرد می شود. 

صورتی که ریش آن زده شده نسبت به صورت ریش دار در مواجه با آفتاب زود تر چروکیده می شود.

 در صورت سرما خوردگی و گلو درد ، درمان بیماری دیر تر خواهد بود. 

برخی از فواید داشتن ریش : 

گذاشتن ریش در مردان باعث می شود که ابتلا به سرطان در آنها به حداقل برسد. 

ریش می تواند مانند یک کرم ضد آفتاب با درصد بالا عمل و از پوست مرد در مقابل هر گونه آفتاب سوختگی محافظت نماید. 

از مهم ترین فایده ی ریش می توان به جلوگیری از چین و چروک خوردن و پیری پوست اشاره کرد. 

ریش پوست را مرطوب نگه داشته و از خشکی پوست جلوگیری می کند. 

امّا در هر کاری باید میانه رو بود و حد اعتدال رو رعایت کرد. نه باید سه متر و نیم ریش داشت نه اصلاً ریش نداشت.

ریش +ریش بلند + ریش بور

..... حضرت آدم (ع) به سجده رفت و چون سر از سجده برداشت گفت : خداوندا حُسن و جمال مرا زیاد گردان. چون صبح شد ریش سیاهی بر صورت او روییده بود، آدم دست بر آن زد و گفت : پروردگارا این چیست؟ خداوند فرمود : این لحیه است، تو و فرزندانت را تا قیامت به این زینت دادم. (علل الشّرایع و حیوة القلوب)

خداوند ریش را زینت مرد قرار داد نه موی زاید. 

امام رضا (ع) :

خداوند مردان را به وسیله ی محاسن زینت داده است. ریش فضیلتی برای مرد است که به وسیله ی آن مردان از زنان شناخته می شوند.

ته ریش + ریش + زینت مرد + لحیه 

امام صادق (ع) :

هنگامی که مرد مو و ریش در صورتش می روید علامت و نشانه ی مردانگی اوست و عظمت و ابهّت او را می رساند و او را از حد و مرز بچّه ها و شباهت به زنان خارج می سازد.

ریش+ بچه ی رش دار 

حضرت محمّد (ص) :

ریش ، نور مؤمن است.

آیت الله خامنه ای + رهبر + ریش

~*~*~*~*~*~*~

کلمات ستاره دار یادداشت :

نومزاد = نامزد ..... ملّا = شنا ، آب تنی ..... اَسُم = کفگیر بزرگ چدنی ..... دَسُّم = دستم

منبع مضرات تراشیدن ریش و فوایدِ داشتن آن :

 http://hfun.ir/the-benefits-of-putting-beards-on-men/

منبع روایات :

http://nooromahdi.ir/forum/Thread-آیه-و-روایت-درباره-ریش-و-محاسن-مرد

 

 


نوشته شده در تاریخ شنبه 94/4/13 توسط ماه و مهـر | نظر

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم


پس از دو ماه خاک خوردن وبلاگ ، شعر حافظ بهترین وسیله ی گردگیری ست.


بِبُرد از مـن قـرار و طاقت و هـوش

بت سنگین دل و سیمین بناگوش

نگاری، چابکی ، شنگی ، کُله دار

ظریفی ، مهوشی ، تُرکی قباپوش

ز تابِ آتـشِ ســـودای عـشـقـش

به سانِ دیگ دائم می زنم جوش

چـو پیـراهـن شـوم آسـوده خاطر

گَرَش هم چون قبا گیرم در آغوش

اگـر پـوسیـده گـردد استخـوانــم

نگردد مِـهـــرش از جانـم فرامـوش

دل و دینم دل و دینم بِبُردست

بَر و دوشش بَر و دوشش بَر و دوش

دوای تـو ، دوای تـوست حافــظ

لب نوشش لب نوشش لب نوش

*

شعر : حافظ ~.~.~ عکس و خط روی عکس : ماه و مهر

عکس عاشقانه + گل رز +گل خشک+ رز پرپر + شعر عاشقانه + شعر حافظ 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 94/4/8 توسط ماه و مهـر | نظر

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 

شعر حافظ + شعر عارفانه

دنیا و آخرت + لذت آخرت + لذت بهشت


نوشته شده در تاریخ شنبه 94/1/29 توسط ماه و مهـر | نظر

بسْمِ اللّهِ الرَّحیم الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

 
مدّت زمان خواندن 2 دقیقه
 
پس از مدّت ها عزیزانی را دیدم که آنچنان تغییر کرده بودند که از عزّت افتادند برایم. روزگاری احساس آرامش می کردم با آنها. ولی حالا ، ولی حالا شده بودند شبیه همان آدم هایی که همیشه بیزار بودم از آنها.

قلبم شکست از این همه تغییرِ ، این همه تغییر آن هم در جهتی اشتباه. غمی سراسر وجودم را فرا گرفت و بسی ناراحت شدم.حتّی اشکم هم در آمد. نمی توانستم بی تفاوت باشم. چون دوستشان داشتم؛ چون مهم بودند برایم. ولی از دست من ،جز دعایی در میانِ ربّنایِ سبزِ دستانم چه بر می آمد آیا؟

کمی اندیشیدم ، تا ببینم ، چه می شود که آدمی در مُلک خدا زندگی می کند ،
از رزق و روزی خدا می خورد ،وجود و هستی اش به خدا وابسته است ، آنگاه بی شرمانه نافرمانی اش می کند؟
 
کمی اندیشیدم ، تا ببنیم ریشه های سرکشی ها در کجاست؟

ریشه اش آنجا بود که خدا آنجا نبود. ریشه اش در دلمان بود ، در همان جا که اگر جای خدا بود هویدا می کرد. در دل هایی که به جای حضور خدا دیگران جولان می دادند.
 
افسوس و دو صد افسوس ، که دیگران مهم تر از خدا شده اند برایمان. قُبح گناهان را شکسته ایم و از انجامشان هیچ باکی نداریم. گویا به زیر زبانمان مزّه کرده اند این گناهان پلید. باور کن ، باور کن اگر شیرین هم باشد؛ شیرینی اش آنی است و تلخی اش می ماند.
 
گناه می کنیم ، آنگاه از غمگین بودن و نداشتن آرامش هم گله مندیم. گویا این حدیث را از امام باقر (ع) نخوانده ایم : که هیچ گرفتاری به انسان نمی رسد ، مگر به سبب گناهان.

وقتی خدا در نظرمان بزرگ باشد ، دیگران آنقدر کوچک اند
که دیگر حاضر نیستیم خشنودی خدا و ارزش خودمان را در جهت جلب توجّه آنها و همرنگ جماعت پست شدن بفروشیم.
 
خواهر من ، برادر من ، نصیحتی خواهرانه می کنم اوّل خودم را بعد تو را :
 
ریشه های آدمی قلب اوست
 
ریشه ات را بیدار کن
 
که وقتی ریشه ها خواب اند برگ ها می ریزند حتّی با نسیمی
 
حفظ دین در آخرالزّمان + حدیث ار پیامبر اکرم + آتش
 
 
یادِ تو هست که امشب چه شبی ست؟
 
یادِ تو هست امامت مهدی ست؟
 
یادِ تو هست که پرونده ی اعمالِ تو در دست کسی ست؟
 
چه فرستادی پیش؟ چه عمل کردی تو؟
 
بعدِ بررسیِ اعمال تو اشکش جاری ست؟
 
یا که لبخندِ قشنگی به گلستانِ لبانش راهی ست؟
 
چه فرستادی پیش؟ چه عمل کردی تو؟

.

 

شعر از من ~.~.~ شنبه 11/10/1393 ~.~.~ نیمه شب

 
مسجد جمکران + امام زمان
 
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
 


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 93/11/16 توسط ماه و مهـر | نظر

بسْمِ اللّهِ الرَّحیم الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

 

کمتر کسی پیدا می شه که از تست های روانشناسی بدش بیاد و دوست نداشته باشه تست بده. من که عاشق روانشناسی ام.

یه تست جالبی رو دیدم که مشخص می کنه هر فرد چقدر احساساتی هست و چقدر منطقی و عقلانی.

بعد از پاسخ به 10 سؤال میزان احساس و عقل هر فرد به صورت درصد بیان می شه.طبق این تست افراد به سه دسته ی احساساتی ، منطقی و کسانی که بین احساس و عقلشون تعادل برقراره تقسیم می شن.

جالب بود

برای انجام تست روی لینک زیر کلیک کنید.

تست احساس یا منطق

تست نیمکره ی فعّال مغز

تست روان شناسی + عقل + احساس

 

عاقلان نقطه ی پرگار وجود اند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردان اند

 

عاشقانه+ چتر+ باران عشق

 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 93/11/13 توسط ماه و مهـر | نظر

بسْمِ اللّهِ الرَّحیم الرَّحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

 

 

امام علی (ع) می فرمایند :

هر کس با زنی به خاطر مال و ثروتش ازدواج کند

خداوند او را به ثروت زن وا می گذارد.

و هر کس با زنی به خاطر جمال و زیبایی اش ازدواج کند

در زن چیزی را که ناخوشایند اوست خواهد دید.

و هر کس با زنی به خاطر دینش ازدواج کند

خداوند تمامی این مزایا ( ثروت و زیبایی) را برای او جمع می کند.

مَن لا یَحضِرَهُ الفَقیه . جلد 3 . صفحه ی 251

 

زن شکوفه ای ست

که هنگام غنچه بودن دوست داشتنی

هنگام گل کردن عشق ورزیدنی

و در وقت پژمردن پرستیدنی ست

 

 

 

 

عکس پیرزن و پیر مرد + عکس قدیمی


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 93/11/5 توسط ماه و مهـر | نظر
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر